رابطه

نویسنده: استاد محمد جعفر مصفا

نشر پریشان   چاپ ششم

 کتابی با موضوع خودشناسی و عرفان

اجرا: سارا کرمی         زمان کل: 14 ساعت و 7 دقیقه

 

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود بخش اول (حجم: 15.8MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 18.3MB)

 دانلود بخش سوم (حجم: 17.1MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: 22MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: 24.2MB)

(Format: Mp3 Archive Type: RAR)


لینک کمکی ۱: 

دانلود بخش اول (حجم: 15.8MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 18.3MB)

 دانلود بخش سوم (حجم: 17.1MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: 22MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: 24.2MB)

(Download Server: Mediafire     Format: Mp3     Archive Type: RAR)  

 

لینک کمکی ۲:

دانلود بخش اول (حجم: 15.8MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 18.3MB)

 دانلود بخش سوم (حجم: 17.1MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: 22MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: 24.2MB)

(Download Server: 4Shared     Format: Mp3     Archive Type: RAR) 


بحث های نویسنده با دوستش آمیرزا حسن در مورد باز شناسی هویت فکری و راههای رهایی از ان در کتاب رابطه به چاپ رسیده است .مباحث کتاب به نظر من به نوعی بازگویی اصول فکری نویسنده است که در کتاب تفکر زائد شرح داده شده است که البته تکرار این مباحث برای خواننده ای که قصد فروگذاردن هویت فکری را دارد بسیار کمک کننده است.

نویسنده در قسمتهای از کتاب جوابهایی نیز برای انتقاداتی که از تفکراتش شده است و به شکل سئوال از زبان حسن مطرح میشود پاسخ می گوید.سئوالاتی نظیر اقتباس فکری از کرشنامورتی ناقص بودن سیستم ارائه شده در برخورد با مسائل واقعی زندگی و ..

اگرچه نویسنده در کتاب بسیار زیبا سعی در شناخت هویت فکری ادمی به کار بسته است ولی در مواقعی هرچند کوتاه به نظر من خود نویسنده اسیر تعلقات خاطریست که رنگ نوشته هایش را تغییر داده است که خوب شاید این تعلقات خاطر به نظر من تعلق بیاید و به نظر دیگری خیر..

نوشته پشت جلد:

ما با زندگي قهريم، به‎ زندگي تبسم نمي‎كنيم، از روي ملالت و تكلف وارد زندگي مي‌شويم. وقتي تو حرف مي‌زدي من ياد يكي از خاطرات زمان كودكي‌ام افتادم. شايد چهار يا پنج ساله بودم. يك روز پدرم يك جفت گيوه نو برايم خريد و گفت ‌فردا مي‎خواهد مرا با خودش به ‎يكي از دهات مجاور شهر به ‎مهماني ببرد. من بقدري حالت شعف پيدا كردم كه تا صبح ـ باوجود اينكه خواب بچگي سنگين است ـ چند بار بيدار شدم و بيرون را نگاه كردم ببينم صبح شده است يا نه. اين يعني به ‎استقبال روز و زندگي رفتن. ولي حالا، همانطور كه تو در يكي از كتابهايت نوشته‌‎اي شب كه مي‌شود با كوله‌‎باري از ملامت، يعني با كوله‌‎بار "شخصيت" كه پر است از هزار ترس، نفرت، ‌حقارت،‌ طلب‎كاري، بدهكاري، رنج و دلهره مي‌خوابيم. با نگراني مي‌‎خوابيم. نيمه‌‎شب از فرط نگراني بيدار مي‌‎شويم، نه از فرط شوق. و صبح همين كه چشم‌مان را باز مي‎كنيم احساسمان اين است كه "خدايا باز هم روز آمد و من تا غروب مجبورم اين كوله‌‎بار ادبار را بر گرده‌ي ذهنم بكشم".



مرجع دانلود

 

 

دریافت پستی بیش از ۱۰۰۰۰۰ کتاب و مقاله ی الکترونیکی در ۱۲ DVD